پر از خالی - تاریخ: 1401/10/15 ساعت: 20:26
میدونستم باید بیام چیزی بنویسم ولی ذهنم خالی بود. روزا داره میگذره. قراره من کار اون خانمی که نمیاد رو انجام بدم و پولش زیاد نیست ولی اگه دستم راه بیفته میتونم جلوجلو کارمو انجام بدم و برای خودم وقت بخرم. تا حدودی کار رو دست گرفتم و دو بارم رفتم پیش آقای فلانی و بهم کار رو یاد داد. * مدتی بود سرما خ...
داستان تکراری مترو - تاریخ: 1401/10/15 ساعت: 20:26
هنوزم نمیفهمم چرا یه سری از خانما به دفاع از آقایونی که وارد واگن بانوان شدند به بقیه خانما میگن خب مگه چی شد؟ خوردتون؟ چرا ما قانونمند نیستیم؟ یه بار که یکی گفت با این کارا توقع داریم انقلاب شه. بابا چه ربطی داره؟ مدام دعواهای اینچینینی رو شاهدم و خودمم حرف میزنم. بر فرض همه مردای توی واگن سالم ولی...
کابوس - تاریخ: 1401/10/15 ساعت: 20:26
فرض کن گذشته رو کنار گذاشتی و دیگه به آدمای قبلی فکر نمیکنی، یعنی بخوای هم نمیرسی، بعد شب خواب میبینی! امان از ضمیر ناخوداگاه که ولکنم نیست.زمان نشون داد آدمایی که از زندگیم رفتن، چیزیو از دست ندادم تازه برام بهتر شد. هر آدمی به وقتش میره. حتی نیازی ندارم روزامو برای کسی تعریف کنم و دلم بخواد با یکی...